Jul 15, 2006
تصيم با نگراني
نگراني! اين رو تو لحن صحبت كردنت،
شيوه نفس كشيدنت،
طرز نگاه كردنت متوجه ميشم.
سخت نگير، ميدوني كه هيچوقت برامون بد نشده!
هرجا كه حتي به سختي تصميم گرفتيم و با نگراني ماجرا رو دنبال كرديم باز هم خدا كمكمون كرده...
در هر دو حالت جواب مثبت يا منفي اش به درخواستمون ، در نهايت به نتيجه خوبي رسيديم.
اين دفعه هم هرچه پيش آيد خوش آيد.
و مطمئن باش همون خواهد شد كه تو مي خواي!
اگه با تمام وجود بخواهي.
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 9:34 AM | Permalink |


2 نظرات بهاري شما:


  • At 7/16/2006 8:35 AM, Anonymous ارسلان

    اینقدر نگرانی و امید توی زندگیهامون به هم پیچیدن که بعضی وقتا نمیدونیم کدوم به کدومه
    ولی خوب نگاه کن ، امید مثل تنه ی یه درخت سرو همیشه سبزه و نگرانی مثل یه پیچک هرزه پیچیده دور تنه ی سرو که با گذشت زمان خشک میشه و تموم

    البته اگه خودمون بخوایم

     
  • At 7/16/2006 10:35 AM, Blogger تيستو سبزانگشتي

    من هم همين فكر رو مي كنم.
    اميد يعني زندگي و زندگي يعني اميد