Apr 30, 2007
نام وبلاگ
خيلي وقته ننوشتم.
راستش يه جورايي واقعاً دوست داشتم اول
هويت وبلاگم تعيين بشه، بعد!
يه هفته يا بيشتر وقت گذاشتم،
البته از من بيشتر نوزاد شاعر كار كرد
و پيشنهاداتش فوق العاده بود
همينجا ازش تشكر مي‌كنم،
و بايد بگم كه
بالاخره انتخاب كردم،
تيستو سبز انگشتي
فردا درباره اش بيشتر مي نويسم
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 5:35 PM | Permalink | 4 comments
Apr 23, 2007
شرلوك هولمز

تلويزيون دوباره شروع كرده به پخش سريال
شرلوك هولمز،
و من بيشتر متوجه مي‌شم كه
چقدر از اين شخصيت خوشم مياد
(البته هنرپيشه توانا و دوبلور فوق العاده اي داره
كه باعث ميشه من هرچه بيشتر با اين شخصيت
احساس نزديكي داشته باشم )
فردي دقيق،ظريف و نكته سنج،
سريع در عكس العمل
حاضر جواب و ...
يك كلام،
من هم دوست دارم اينطوري باشم
البته يه جاهاييش واقعاً مي‌بينم
خودم هم يه مريم هولمز بودم
خبر نداشتم!!
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 2:31 PM | Permalink | 4 comments
Apr 21, 2007
من نه منم
متولد ماه مهر،
مريم خاتون،
مريم پاييزي،...
همه شون منم،
هيچكدومشون من نيستم،
دنبال يه اسم ناب ميگردم،
مريم پاييزي خيلي تكراريه
امروز تو يه وبلاگ، كامنتي ديدم
با همين نام،
دو سه ثانيه اي طول كشيد
تا مطمئن بشم كه اين من نيستم!!
پيشنهادي داريد؟
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 2:09 PM | Permalink | 9 comments
Apr 18, 2007
مواظب زمان باش
هرگز حسرت زندگي ديگران رو نميخورم
ولي شرايطي كه اين زوج الان دارن
واي اگه من داشتم!!
اينكه هيچ مسئوليتي نداشته باشي،
از نظر مالي هم در مضيقه نباشي
كار و درسي هم نداشته باشي
بدوني دقيقاً تا شش ماه ديگه هم به همين ترتيبه

هر روزش رو از صبح تا شب
انقدر برنامه و كار واسه خودم داشتم
كه بازهم وقت كم بيارم

چقدر كتاب نخونده
چقدر فيلم نديده
چقدر موضوع براي يادگرفتن
چقدر تفريح و خوشگذروني

تو رو خدا بفهم كه الان بهترين زندگي رو داري
تو رو خدا قدرش رو بدون
تو رو خدا نذار با حرفهاي الكي هدر بره
زمان خيلي زود ميگذره
اونوقت يه روز به خودت ميايي
و دلت فقط يه روز مرخصي ميخواد
دلت يه روز با هم بودن رو ميخواد
دلت...
ولي...

 
posted by تيستو سبزانگشتي at 2:42 PM | Permalink | 3 comments
Apr 17, 2007
من و اسكار

تو يه جستجوي اينترنتي به نتايج جالبي دست پيدا كردم.

و اون هم اين بود كه زماني كه من در حال ونگ زدن دوران نوزادي ام بودم

مراسم اسكار برنده هاي زير رو معرفي كرده:

دوره پنجاه و دوم اسكار،

هنرپيشه مرد نقش اصلي:داستين هافمن در فيلم كِرِيمِر در برابر كريمر

هنرپيشه زن ، نقش اصلي: سالي فيلد در فيلم نورما راي

بهترين كارگردان: رابرت بنتون در فيلم كِرِيمِر در برابر كريمر
و چند تا جايزه ديگر باز هم براي كِرِيمِر در برابر كريمر


جالب اينجاست كه فيلمش رو يه بار تلويزيون نشون ميداد

خيلي باهاش حال نكردم.
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 11:55 AM | Permalink | 2 comments
گارفيلد

دوست داشتي گربه ها واقعاً مثل اين بودن؟؟
دركت مي‌كردن،
كمكت مي‌كردن،
سركارت مي‌ذاشتن و ....
كارتون بامزه‌اي بود، ديدنش ضرر نداره
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 9:28 AM | Permalink | 0 comments
Apr 16, 2007
:(
يه ساعت گپ و شوخي و خنده
نتيجه:
حس ششم زنانه ام
پيامهاي هشدار مي‌فرسته
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 9:47 AM | Permalink | 4 comments
Apr 14, 2007
باتري كجايي؟
با دوربين بي باتري
به چه مانم؟؟
به عكاس بي دوربين
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 1:09 PM | Permalink | 2 comments
Apr 11, 2007
ممنون از محبتت
عين يه پسر بچه ميموني
كه وقتي مي فهمه تو كوچه خواهر يا برادر كوچيكترش
رو اذيت كردن،
يه سنگ برميداره دستش و ميره دعوا
ولي بايد باور كني كه اون خواهر و برادر
ديگه بزرگ شدن
ديگه بايد خودشون مشلكشون رو حل كنن
نبايد در مقابل مشكلات اونا زود جوش بياري
و با طرف مقابلشون لج كني
نبايد يه دفعه عكس العمل تندي نشون بدي كه
باعث بشه دفعه بعد از ترس رفتار تو
هيچي رو بهت نگن و ازت پنهون كنن
ولي از طرفي اونقدر بايد اون خواهر برادره رو
حمايت معنوي كني
و از جانب خودت مطمئنشون كني كه
قبل از بزرگ شدن مشكل،
با تو درباره مسائل صحبت كنند
و باهات مشورت كنن
اگه فكر مي‌كني تا حالا خوب كنارشون نبودي
بايد خرد خرد مشاوره ات رو شروع كني
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 1:31 PM | Permalink | 2 comments
Apr 10, 2007
جستجوي آپارتمان اجاره اي

موردی با اين مشخصات يافت نشد!
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 9:56 AM | Permalink | 2 comments
Apr 8, 2007
!
دختره خيلي مَرده ،
به مامانش رفته!
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 11:56 AM | Permalink | 1 comments
دو دوست



چطور ميتونه اينطور باشه؟
همه اش رفت و برگشت دارم نسبت بهش،
تو اوج احساس محبت نسبت به اين فرد،
يك لحظه يه حس ناگهاني وجودم رو ميگيره
و دلم نميخواد حتي بهش فكر كنم.
ولي حيف كه نميتونم،
به هرحال قسمتي از زندگيم رو تشكيل ميده
نميتونم كامل حذفش كنم
گاهي فكر مي‌كنم كه اون اين كار رو كرده
نه با من بلكه با خيلي هاي ديگه.
فقط ميدونم كه
دوست دارم باهاش خوب باشم،
با هم شاد باشيم
ببينمش و دوستش داشته باشم
ولي، ...


يكي يه راهي نشون بده!
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 10:25 AM | Permalink | 3 comments
Apr 7, 2007
خواب ديدي خير باشه

فكر نمي كردم من هم انقدر مردم آزار شده باشم،
كه شب تا صبح مردم رو خراب كنم
و نذارم يه خواب راحت داشته باشن،
آخه به خدا خودم هم شب تا صبح كسان ديگري
تو خوابم بودند و خواب راحتي نداشتم،
ولي باز از ونوسي و مرجون كه انقدر تو خواب از دستم عاصي شده بودن
كه بهم زنگ زدن معذرت ميخوام،
بقيه هم اگه تو خوابشون بودم ولي بهم زنگ نزدن خيلي...
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 7:47 AM | Permalink | 1 comments
دوربين عكاسي

خريديم،
بالاخره خريديم،
يه كانن مدل A710 IS
بالاخره يه قسمت ديگر از تكنولوژي هم وارد خونه ما شد!
حالا ديگه چيا مي خواهيم؟؟
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 7:42 AM | Permalink | 4 comments
Apr 4, 2007
يك چهارشنبه بعد از يك هفته تعطيلي

 
posted by تيستو سبزانگشتي at 3:23 PM | Permalink | 3 comments
Apr 3, 2007
سیزده به در نه تخته
عجب سیزده بدری،
از صبح اول وقت بلند شدیم،
بند و بساط یه پیک نیک حسابی رو جمع کردیم و زدیم بیرون
با کل فامیل و یه سری از دوستان قرار داشتیم،
از وقتی رسیدیم
شروع کردیم به بازی و تفریح
کلی هم هله و هوله خوردیم
عصر خسته و کوفته رسیدیم خونه
جای همگی خالی.
پی نوشت: این بود دروغ سیزده
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 5:25 PM | Permalink | 1 comments