Sep 13, 2006
مردم سياره ناشناخته
تو سياره تو رسمه كه وقتي به يه سن خاصي ميرسي
پرتت مي كنن به يه سياره ناشناخته ديگه
و بهت ميگن برو كه بقيه عمرت رو بايد تو اين سياره بگذروني
سياره اي پُر از عجايب
پر از مسائل جديد و آدمهاي غريب كه تو ،تو عمرت نديدي
البته قبلش براي ورود به اين سياره
يه كاري روت انجام ميدن
يه آمپولي بهت ميزنن كه توش پُره از دارويي به نام عشق
البته اين دارو تنها كمكي كه بهت مي كنه اينه كه
كورت ميكنه، سستت مي كنه، دست و پات رو در مقابل يه سري از مسائل مي بنده
خلاصه تا چشم واكني و بخواي كمي شناخت پيدا كني
مي بيني تو وسط سياره هستي و اطرافت رو غريبه ها گرفتن
نه زبونشون رو مي فهمي، نه از حركاتشون سر در مياري
خلاصه نه راه پس داري و نه راه پيش
حركاتت، رفتارت، گفتارت هم همه زير ذره بينه
خودشم البته با ديد متهم ،
نه با ديد محبت و با ديد اينكه بخوان ارتباط رو قويتر كنن و بهتر بشناسندت
چيكار ميخواي بكني؟؟
هيچي فقط بايد آسه بري آسه بياي
بايد لام تا كام حرف نزني
ميدوني چرا؟ چون اونا هم نمي فهمن تو چي ميگي.
خب اينجاست كه ميگن دوري و دوستي
بايد بري يه گوشه اي از اون سياره رو پيدا كني كه
انقدر دور باشه كه چند روز يه بارم هيچكدوم از افراد اون سياره رو نبيني
بايد انقدر خودت رو ببندي و قوي كني كه حتي محتاج لطف و كمك اونا نشي
براي اينكه به ازاي هر كمك كوچيك بايد سالها نوكريشون رو بكني
بايد جلوشون نه نياري، بايد جلوشون تعظيم كني و ....
خب البته حق هم دارن تو غريبه اي
تو تنهايي و اونا يه جمع...
تازه تو به خودت جسارت دادي يكي از افراد اونا رو به گروگان گرفتي
آخه وقتي از اون آمپول بهت تزريق ميكردن يه كمي اش رو بهت دادن
تا در اولين فرصت رو يكي از افراد اين يكي سياره آزمايش كني
و تو اين كار رو كردي...
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 10:21 AM | Permalink |


1 نظرات بهاري شما:


  • At 9/13/2006 11:22 AM, Anonymous ارسلان

    دیروز نزدیکترین دوستم میگفت : دیگه نه از کسی انتظار کمک مالی و عاطفی دارم ، نه خودم میخوام به کسی کمک روحی و مادی بکنم
    بهش گفتم : نمیتونی
    گفت : حالا میبینی
    من داشتم لبخند میزدم که یهو داد زد : تو واسه چی وایسادی اینجا داری به من کمک و مشاوره میدی ؟
    من چرا دارم لطف میکنم و این روشها رو به تو یاد میدم؟
    کرایه تاکسیت رو که نیم ساعت پیش دادم رد کن بیاد
    منم واسه اینکه کم نیارم گفتم : ببخشید شما ؟ به جا نمیارم
    و همه چی تموم شد
    یا نمیدونم شاید شروع شد