Nov 5, 2006
ماجراي ساختمون ما
آپارتمان ما در طبقه اول جنوبي يك ساختمان شمالي واقع شده
به طوريكه ما دقيقاً بالاي پاركينگ ساختمونيم
كه البته در اصل همون حياط ساختمونه!
از شانس تنها ساكنان كارمند مآب در اين ساختمان ما هستيم
يعني من كه ديرتر از بابك ميرم تا قبل از 7 از خونه خارج شدم!
بقيه ساكنين چطور؟ هيچي بعد از من زودترين كسي كه خارج ميشه
ساعت هشت و نيم ميره بيرون
اين اختلاف يعني اينكه اونا ميتونن حداقل دو ساعت بيشتر از ما بخوابن
و در نتيجه شبها هم ميتونن ديرتر بخوابن!
مشكل هم از همينجا شروع ميشه...
شبها كه ما حدود ساعت 10 ميخواهيم بخوابيم
همسايگان محترم تازه يادشون ميفته برگردن خونه
يعني از اون موقع است كه تازه سروصداي پارك كردن ماشين
داد و بيداد بچه هاشون
و البته محكم بستن درِ پاركينگ كه
باعث ايجاد زلزله دو ريشتري در خونه ما ميشه
و ما يه دو متري مي پريم هوا !
آي دوست داريم هر از گاهي ماشين رو جايي پارك كنيم
كه صبح موقع رفتنمون بيدارشون كنيم
تا بفهمن كه زندگيها فرق مي كنه
مطمئناً خواب سر شب ما به همون اندازه كه خواب صبح اونا براشون مهمه ارزش داره.
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 12:27 PM | Permalink |


3 نظرات بهاري شما: