Nov 1, 2006
من و تو، همه ما!
دغدغه هاي تو، دغدغه هاي من هم هست.
دغدغه هايي است كه نسلمون، داشته ، داره و خواهد داشت.
و دلم براي نسلهاي بعديمون مي سوزه
ميدوني چرا؟؟
چون همه چي سنش داره مياد پايين!
جرم و جنايت كه خب آمارش رو ميدن
ولي من در مورد سني كه دغدغه ها شروع ميشه حرف ميزنم.
تو با چهارسال تفاوت سني با من
شايد فقط به دانشگاه خوب رفتن فكر مي كردي
من به دبيرستان خوب رفتن هم فكر مي كردم
و آزمون مدارس نمونه دولتي و ... را شركت مي كردم!!
خواهرم با هشت سال تفاوت سني با من
به فكر مدرسه راهنمايي خوب بود
نسل پسردايي من با شانزده سال تفاوت سني با من
دنبال مدرسه ابتدايي مناسب بود...
و حالا تو براي نوزادت ، دنبال مهدكودك خوب هستي!!
همه اينها استرس زاست...همه اينها مشغوليت ذهني و دغدغه است
نه تنها پدر و مادر و ديگر افراد خانواده اين مشكل را تحمل مي كنند
بلكه آن كودك ...
يعني نوزاد تو از سني كه اصلاً به حساب نمي آيد
در حال تحمل اين مسائل است.
و براي كساني كه طفلي ندارند...آن طفل نيامده به وجود ...دغدغه هاي پدر و مادرش را مي فهمد.
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 12:46 PM | Permalink |


4 نظرات بهاري شما:


  • At 11/01/2006 2:10 PM, Anonymous Anonymous

    sabr mikonim o mipazirim bazi chizha ro hamontor ke hast;vali hamishe rah-e-hali hast baraye har chizi kafist cheshmanat ro bebendi va kami dar aramesh fekr koni ba@d ba an toee ke hast harf bezani.mamnon

     
  • At 11/03/2006 12:43 AM, Anonymous ارسلان

    كودكانمان روياي پرواز دارند به سرزمينهاي بارور و ما ريشه در خاك در آرزوي تبريم براي همراهيشان

     
  • At 11/03/2006 7:59 PM, Anonymous Anonymous

    سلام خانم...این درسته که حالا که قهرمان شدین دیگه تحویل نگیری؟ من که همیشه اینجا رو میخونم تا حالتو بدونم...تو ولی انگار نمیخوای حال ما رو بدونی

     
  • At 11/04/2006 10:25 AM, Blogger تيستو سبزانگشتي

    چرا خانم...ما هميشه تو فكر شما هستيم.
    هر روز كه از جلوي شركتتون رد ميشم، افسوس مي خورم كه چرا بهت زنگ نزدم و باهات قرار نذاشتم.