Dec 5, 2006
كاش
وبلاگش رو عوض كرد بدون اينكه به اطرافيان آدرس بده،
يه زماني مي گفت از اين عكس العملها بدش مياد
اينكه كسي بخونه و بعدش اظهار نظر كنه،
اطرافيان هم از اون موقع سعي كردن
ديگه در مورد هيچ كدوم از پستهاش چه حضوري چه دورادور
نظري ندن!!
فقط بخونن و بگذرن!
خيلي وقتها هم افسوس بخورن كه چرا نميشه كمكي كرد
چرا نميشه موثر بود،
چرا از او دور هستن،
مسأله از سالها پيش شروع شده بود،
از اون موقع كه اون دو نفر به خاطر شرايط سني نزديكتر
هيچوقت نفر سوم رو به مسائلشون راه ندادن
باز خوش به حالشون دو نفر بودند،
ميتونستند با هم مشكلاتشون رو حل كنند،
ولي نفر سوم از قافله شون دور شد،
با وجودي كه از اولش سعي اش رو كرده بود
كه تو مسائل خودش اونا رو راه بده
حتي تمام دوستان و روابطش رو به اونا مي گفت
تا از تجربياتش استفاده بكنن.
معلوم نشد كجاي كار اشتباه بود
فكر مي كنه اينكه گاهي از اشتباهاتشون عصباني مي شده
باعث شده كه ازش دور بشن
ولي ....
كاش ميدونستن كه هميشه دورادور مواظبه،
هميشه دوست داره تو مشكلاتشون شريك باشه
هميشه دوست داره حتي اگه نمي تونه كمكشون كنه
حداقل دلداريشون بده
مثل يه دوست، مثل يه ...
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 12:31 PM | Permalink |


5 نظرات بهاري شما:


  • At 12/05/2006 2:49 PM, Anonymous Anonymous

    عشق را فراموش
    برای هميشه.
    عاشقان آرزوی مردن دارند
    در شب چشمهای معشوقانشان
    چشمهای معشوقانشان
    معشوقانشان
    نشان
    ...

     
  • At 12/07/2006 1:42 PM, Blogger Coral

    الهی من قربونت برم
    آخه اون موقع که ما رفتیم دانشگاه که خوب تو ازدواج کردی

    باور کن وبلاگی در کار نیست
    که نخوام آدرسشو به تو بدم

    بعدشم که دلم برات تنگ شده
    زیاد

    بعدشم...

    :)

     
  • At 12/07/2006 1:46 PM, Blogger Coral

    بعد یه علت این که به تو نمی گیم اینه که تو جدی می گیری قضیه هارو
    ولی کلا که من و مجید چیز جدی ای تو چنته نداریم
    هر چیه تو زندگیمون فقط مسخره بازی و خنده است

    می دونی وقتی مشکلامو به مجید می گم
    مشکلام کوچیک می شن چون مجید نمی آد حلشون کنه بلکه با من مسخره بازی در می آره و بهشون می خندیم

    ولی وقتی به تو بگم
    تو نگران می شی
    جدی می گیری
    مثل مامان
    مثل بابا
    بعد یهو منم نگران می شم
    می گم نکنه واقعا انقد مهمه؟

     
  • At 12/08/2006 6:12 PM, Blogger تيستو سبزانگشتي

    خب بعضی موقع لازمه که آدم بعضی چیزها رو جدی بگیره.اگه واقعا اینطور باشه که میگی خیلی هم خوشحالم.کاش همیشه بتونید غم و غصه ها و مشکلاتتون رو به سخره بگیرید و بهشون بخندید.اصلا کاش هیچ مشکلی نداشته باشید که فکرتون رو مشغول کنه. البته میدونی مهم اینه که آدم یکی رو داشته باشه که حرفهاش رو بشنوه حالا بتونه مشکل رو حل کنه یا نه مهم نیست.

     
  • At 12/09/2006 12:01 PM, Blogger تيستو سبزانگشتي

    مرجان تو هم با اين لپ تاپ باكلاسيت...
    ببين پست من رو چه شكلي دراز بي قواره نشون ميده...
    بذار داداشم واسه من هم لپ تاپ بخره، من هم بهت ياد نميدم چجوري باهاش كار كني!! D: