Feb 17, 2007
نوه هاي ...
جات خالي پدربزرگ
نبودي كه ببيني بعد از سالها
نوه هات ، البته از نوع زير سي سالش
دور هم جمع شدن و با هم بازي و شادي مي كنن،
شايد از ده يا پونزده سال پيش كه همه شون
در حد چندتا فسقلي بودن و همبازي
اين اتفاق ديگه نيفتاده بود،
بماند كه بزرگترها گاهي بهشون خرده مي گرفتن
كه مثلاً ما عزاداريم،
ولي، خدابيامرزدت كه باعث شدي نوه هات
هر از گاهي همديگه رو ببينن،
بماند كه احتمال ميديم اين ديدن فقط
تا دو هفته ديگه كه چهلمت ميگذره ادامه پيدا كنه!!
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 10:48 AM | Permalink |


2 نظرات بهاري شما: