May 16, 2007
ناشناس يا شناس؟
ديروز با دو تا از دوستان
داشتيم درباره وبلاگ نويسي صحبت ميكرديم
و اونا هردوشون اين عقيده رو داشتن
كه خيلي علاقمند به اين نيستن كه
بخوان احساساتشون رو از طريق وبلاگ
در اختيار ديگران بذارن،
و از اينكه بعضيها كليه احساساتشون رو
با جزئيات كامل تو وبلاگشون ميذارن
تعجب ميكردن...
راستي هم خيلي جالبه اين كه بعضي افراد اينكار رو ميكنن
آخه مسئله اينجاست كه بعضيها (مثل اين تيستو سبز انگشتي)
مشخصات خودشون رو كامل نميذارن
خب اين مهم نيست...
ولي مشكل از اونجا شروع ميشه كه
وقتي وبلاگ مي‌نويسي بعد از يه مدت
دلت ميخواد كه حتماً خواننده داشته باشي
و خواننده‌هات هم حتماً برات كامنت بذارن
اونجاست كه مشكل پيش مياد،
اگه خيلي شخصي نوشته باشي،
حتماً سعي مي‌كني كه به طور كامل،
ناشناس بودن خودت رو ادامه بدي
ولي...
از اونجا كه هميشه دوستان ناديده براي آدم جذاب‌ترن،
يه روز به اينجا مي‌رسي كه دلت ميخواد
تو يه قرار وبلاگي هم ببينيشون،
و...داستان دنباله دار ميشه،
حالا مسئله اين ميشه كه اگه برات مهمه
بهتره از همون اول قيچي رو بگيري دستت و
خودت، خودت رو سانسور كني
اگه هم مهم نيست،
چرا ناشناس باشي؟؟؟
 
posted by تيستو سبزانگشتي at 1:06 PM | Permalink |


4 نظرات بهاري شما:


  • At 5/16/2007 6:41 PM, Anonymous اندیشه

    کی قرارشو بذاریم؟ ؛)

     
  • At 5/19/2007 11:44 AM, Blogger roze

    داشتن وبلاگ هميشه مساوي با دل نوشته ها نيست شايد يه راهي براي هميشه موندن آدمها باشه

     
  • At 5/19/2007 4:07 PM, Anonymous azadeh

    rast migi azizam nazarat darin mored hamintor ke sohbat kardim motefavetvali mohem ineke karike dost dari bokonie

     
  • At 12/11/2009 4:36 AM, Anonymous mahsa

    دوست من ما که در ایران بودیم همیشه از این مینالیدیم که هیچ کس حرف دلش رو نمیزنه و بالاخره تو نمیتونستی یه نفر رو بشناسی اینقدر که در هر لباسی فرو میرفت، و این خودش برای اون شخص سخت تر بود ولی‌ وبلاگ این شانس رو به آدم‌ها میده که بدون این که شناخته بشن حداقل خودشون رو خالی‌ کنن. چه اهمیتی داره که خواننده داشته باشه وبلاگت یا نه. مهم اینه که ما این شانس رو آوردیم که برای حتا یه لحظه خودمون باشیم ممکنه اولش شناختن خودمون یه جورایی ترسناک باشه ولی‌ میارزه